احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
338
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
ذات مقدس شاهانه بىطرفى دولت خود را رسما اعلام و تمام حكومتهاى گذشته رسما مبناى سياست خارجى خود را سياست بىطرفى قرار دادند . بديهى است در مقابل اين بيطرفى دولت ايران نيز تقاضاهاى چندى داشت كه از آن جمله تخليه ايران از قشون دول خارجى بود . در اجراى اين مقصود بهر ملاحظه كه بود متأسفانه سرعت لازم به عمل نيامد و بالنتيجه يك حربهء قوى به كارگردانان عثمانى و آلمان داده شد زيرا كه اساس سياست آلمان و عثمانى در ايران كشاندن ايران به كشمكش دنيا بود و بنابراين با سياست بىطرفى سرا و علنا كمال مخالفت را مىنمودند . در اينجا خواهيد پرسيد چرا ؟ بناى سياست دول متخاصم بطور مقدمه بايد گفته شود هيچيك از ملل عالم ( باستثناى ملت ايران ) اساس سياست خود را به روى حسياتى كه ناشى از بىتجربگى باشد قرار نداده و جز منافع واقعى مملكت خود چيز ديگرى در نظر نمىگيرند . در اين قرن بيستم همنژادى ، همسايگى ، عداوت مشترك ، محبت مشترك ، دوستى دائمى ، خريدار نداشته و جز منفعت محسوس مادى چيز ديگرى در سياست دخالت ندارد . پس از ذكر اين مقدمه فهم سياست متخاصمين در ايران نسبة سهل مىشود دولتين روس و انگليس ميل داشتند كه ايران بيطرف بماند ، در ايران امنيت كامل برقرار باشد و ايران مشغول كارها و اصلاحات داخلى خود باشد . بديهى است يك چنين ميلى بواسطه فرط تعشق نسبت بايران نبود ولى در موقعى كه در ميدانهاى وسيع دنيا با حريفهاى زبردست مشغول جنگ بودند تفرقهء قوى بر خلاف تدبير بود . هريك نفر سربازى كه بايد در ايران بيايد همان سرباز براى روس در ميدانهاى لهستان و گاليسى و قفقاز و براى انگليس در فرونت فرانسه يا در بين النهرين خالى ميماند ؛ بنابراين منافع خود همسايهها اقتضا داشت كه ايران به حال سكونت تا آخر جنگ بين المللى باقى مانده و اشتغال تازهء براى آنها در اين حدود فراهم نگردد . ولى به همين جهات منافع آلمان و عثمانى عكس اين اقتضا داشت و حتما لازم بود كه دولتين روس و انگليس بواسطه توجه بايران و دچار مشكلات شدن در ايران يك قسمت از قواى خود را مصروف مملكت ما كرده و در نقاط ديگر نتوانند اعمال كنند . تصور ميشد كه براى ساكت نگاه داشتن يك مملكت وسيع كوهستانى مثل ايران كه چهل و شش هزار فرسخ مربع وسعت دارد ، در مملكتى كه وسايل مخابره و حملونقل باعلى درجه ناقص است ، راهها خراب است ، آباديها از هم دور است و اهالى در هيجاناند لااقل يكصد و پنجاه هزار قشون لازم خواهد شد و اين عده قشون قهرا بايد از فرونت قفقاز برداشته شده و يا بعبارة اخرى قشون روس كه در قفقاز با عثمانى مشغول جنگ است فوق العاده ضعيف گردد پس ورود قشون روس بايران مستقيما براى عثمانى نافع و لازم بود تا آنكه حريف را به اين وسيله در مقابل ضعيف كند و يا آنكه لااقل از حملات تهاجمى او مصون گردد . على الخصوص كه اشتغال روس و انگليس در ايران وسيلهء فشار به عثمانى و آلمان را در كالى پولى و عراق عرب و بالكان و ساير نقاط نيز سلب مىنمود و بعلاوه در كشاندن ايران بدايرهء دشمنان مؤتلفين يك منفعت اخلاقى ديگرى نيز متصور بود كه جنگ عثمانى را با مؤتلفين از جنگ خصوصى يك دولت با دول ديگر خارج كرده و با موافقت يك عضو ديگر از خانوادهء اسلامى جنگ عالم اسلاميت را با مؤتلفين ثابت و انعكاس آن بالطبع در افغانستان و هندوستان و مصر و قفقاز و تركستان نتايج مطلوبه از نقطهنظر آلمان و عثمانى مىبخشيد . بملاحظات فوق از اوايل سال گذشته نمايندگان آلمان و عثمانى تصميم كردند كه به اى نحو كان ايران را به طرف جنگ بكشانند و موجبات ورود قشون روس و انگليس را بايران فراهم سازند . در اوايل سال اين پليتيك با ملايمت و مسالمت نسبى تعقيب شده و متدرجا بر شدت خود مىافزود و چون طبعا موافقت حكومتهاى رسمى ايران با اين سياست خيلى مشكل و بلكه به نظر محال مىآمد و در صورت موافقت فرضى دولت ايران با اين پليتيك دولتين آلمان و عثمانى مجبور بقبول تعهدات و تقبلات سخت مىشدند لذا دولتين مزبور ترجيح دادند كه مقصود خود را بتوسط افراد و عناصر غيررسمى انجام دهند و در عوض تقاضاهاى خصوصى افراد را انجام داده و بوسيله آنها احساسات مردم را بقدرى تهيج نمايند كه موجبات ورود قشون روس و انگليس بايران به سهولت فراهم گردد . از اينرو مأمورين رسمى و قونسولهاى آلمان و مأمورين خصوصى آلمان و عثمانى حسيات مذهبى و ملى اهالى را از يك طرف بشدت تحريك و ضمنا بواسطه دادن پول قشون داوطلب در اغلب نقاط حتى در مركز تهيه كرده و بوسايل ممكنه مهمات جنگى وارد مىنمودند و از طرف ديگر عناصر داخل در سياست ايران را بوسايل مشروع و غيرمشروع به طرف خود جلب نموده و آنها را هادى نفوذ خود قرار ميدادند و به همين ملاحظه رؤساى يك دسته مهم سياسى ايران منافع واقعى مملكت و وطن خود را فراموش كرده و بدون عوض و نتيجه براى مملكت در مقابل حق الزحمههاى شخصى مروج جدى پليتيك آلمان و عثمانى شدند و اشخاصيكه هميشه خود را مخالف توقف قشون اجنبى در ايران معرفى ميكردند و بعقيده خود به ازدياد نفوذ اجانب قويا مخالفت مينمودند با تمام وسايل ممكنه موجبات اقامت قشون روس و انگليس را فراهم كردند . براى تشجيع عناصر ايرانى و باز به كار نگاهداشتن سرحد غربى ايران بمناسبت وارد كردن مهمات جنگى